تبليغاتX
اسکو مرکز فرهنگ - اسکو

اسکو مرکز فرهنگ

اشنایی با اسکو وعکس هایی از ان

شهر ما اسکو بود من خاک آن را بو کنم @در دیار پاک آن مشک و عبیرش رو کنم
 

خاک پاک این مکان لوطیان @در میان باغ آن آواز خوانند بلبلان

 

چشمه ساران زلال ، در خاک پاکش جاری است @این محیط زندگی از غصه و غم عاری است

 

دوستان این دیار نازنین روشن بود @هر که در خاک عزیزش رو کند خرم بود

 

اصل مطلب این بود اسکو جماعت قانعند@ عاقبت اندیش و روشن فکر و پر آوازه اند

 

کار را بر خود امید زندگی دانسته اند @با خدای خویش چندین عهد را بر بسته اند

 

کم بخور آسوده خاطر زندگی را سر بکن@ چشم خود را خیره بر دست کس و ناکس مکن

 

مال خود را نوش جان کردن عزیزان عار نیست @گر تو را درد شکم باشد، کماکان چاره چیست؟

 

زنجبیل آرم اگر درمان تو تسکین نشد @پول خود را بی هوا بر باد کردن رسم نیست

 

گر بگویی ما خسیسیم و تو یک حاتم صفت@ آخر پاییز شمارند جوجه ی مرغ و قفس

 

ای عزیزان نام نیک و خاطرات ماندگار @خوش بود پیش خدا و هم نبی و اولیاء

 

 

 

شعر از حمیم

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط م.ب  |